تاج الدين احمد وزير
121
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
گذاشتن از كمال ايمان نيست . بيت مرا از آنچه كه پيشت قبول يا نه قبول * چو صادقم كه بنزد خداى هست قبول * 77 * « 1 » از اين تكرر تردد اسعاف ، مطلوب آن جماعت حاصل فرمود . حكايت عمر خطاب و سارية الجبل ! لسان ناطقهء برّ و احسان در اطراف و حوالى دهان هيچ نوع از أبناء انسان بدين وجه در حركت « 2 » نيامده كه در حقّه دهان شير بيشهء صلابت و هژبر ميدان شجاعت عمر خطاب ( رض ) در آن زمان كه فرمود كه يا سارية الجبل الحبل مىآورند كه در حالتى كه سارية بن زنيم از بيم و هراس كفّار فارس در دار ابجرد درصدد هرثمه و صدمه هلاك افتاده بود والى مدينه كرامت و امامت و حارس لشكر أمارت و خلافت در أثناء خطبه جمعه در مدينه رسول ثقلين با خواجه كونين عليه أفضل الصّلوات و اكمل التّحيات ، به نور كرامت و ديدهء هدايت و فراست بر حال ايشان واقف شد و صورت عجز و ضعف معاينه و مشاهده فرمود ، خواست كه انكسار ايشانرا إنجبارى فرمايد سد احسان و انعام يا سارية الجبل الحبل بپشتبان حال و سپر خلاص و مناص ايشان * 78 * « 3 » گردانيد ساريه در حالتى كه فرار بر قرار اختيار « 4 » كرده و دل بر صدمهء هلاك سپرده بود او از عمر كه از هاتف غيب بىشايبه و دغدغه ريب ، از أقصا [ ى ] يثرب در حوالى دارابجرد كه ورا [ ى ] هزار ميل باشد به گوش هوش و دل از خوف و هلاك مدهوش او رسيد ، سپاه مخذول منكوب از عرصهء خطر بر كوه نصرت و ظفر پيچيد و پاى معركه در صخرهء تحمّل و اصطبار چندان بفشرد كه گرد از نهاد گردان فارس بفلك اطلس رسيده شد و كلّى آن طايفهء ملاعين را اطعمه شمشير و لقمهء دهان سنان خونريز گردانيد ، شكر آن احسانرا در آن دانست كه سراسر غنايم و اموال ايشان
--> ( 1 ) اين صفحه در بياض ص 82 است . ( 2 ) حركة . ( 3 ) اين صفحه در بياض ص 81 است . ( 4 ) اخيار .